چرا بعضی افراد سرما را تا مغز استخوان حس می کنند؟
بست روید: با توجه به این که استخوان های اصلی ما زیر لایه هایی از عضلات، بافت های همبند و پوست دفن شده اند، نیاز حیاتی و ضروری به حس کردن دما ندارند. اما طبیعتا سرما برروی استخوان ها هم اثرگذار است.
غزال زیاری: هنوز در فصل زمستان هستیم و فرارسیدن موج دیگری از سرما اتفاق چندان عجیبی نیست. در این میان، واکنش های افراد برای مواجهه با سرمای زمستان متفاوت است؛ برخی با پیاده روی های انرژی بخش در فضای باز به استقبال سرما می روند و افراد دیگری هم هستند که یک پتوی گرم و یک قهوه داغ، در خانه خودرا محافظت می کنند.
اما وقتی دما پائین می آید و هوا سرد می شود، یک مبحث بین همه ما مشترک است: دوست داریم درباره ی شدت سرمایی که حس می نماییم حرف بزنیم. جمله هایی مثل: آن قدر سرد است که سرما را در استخوان هایم حس می کنم، ازجمله عبارت های رایجی است که خیلی زیاد در فصل زمستان می شنویم. اما سؤالی که دراین میان مطرح می شود اینست که آیا این ادعا، پایه و اساس علمی دارد؟
ارتباط دما و رطوبت
رطوبت نسبتاً بالا، حتی در دماهای پایین به این معناست که رطوبت موجود در هوا، هوای گرم اطراف بدن ما را با سرعت بسیار زیادی جابه جا می کند. این رطوبت بعلاوه جذب لباس های ما هم می شود که خودش سبب انتقال گرما از بدن به بیرون می گردد. جالب است بدانید که نرخ انتقال حرارتِ آب، حدودا ۷۰ برابر بیش از هواست.
بدن ما در دمای تقریبی ۳۷ درجه سانتی گراد در کارآمدترین حالتش قرار دارد، اما دمای اندام های انتهایی ما می تواند تا ۶ درجه خنک تر باشد. البته تغییرات در دمای بدن بسته به جنسیت، سن و وضعیت سلامت متفاوت است؛ معمولا افراد مسن سرما را بیشتر حس می کنند و زنان نسبت به مردان در مقابل سرما حساس تر هستند.
تأثیر سرما بر استخوان های ما
استخوان های ما درحقیقت سرما را آن گونه که ما درک می نماییم، حس نمی کنند. یعنی در استخوان ها، از گیرنده های حساس به دما که در پوست ما وجود دارد خبری نیست. دلیلش هم روشن است، با توجه به این که استخوان های اصلی ما زیر لایه هایی از عضلات، بافت های همبند و پوست دفن شده اند، نیاز حیاتی و ضروری به حس کردن دما ندارند.
اما این که استخوان ها سرما را حس نمی کنند، به این معنا نیست که سرما بر آنها اثری ندارد. به زبان دیگر استخوان ها، تغییرات دما، خصوصاً خنک شدن هوا را بوسیله اعصاب موجود پریوست (ضریع)، یعنی بیرونی ترین لایه استخوان درک می کنند. در این لایه، شبکه ای از نورون ها (سلول های انتقال دهنده سیگنال) وجود دارد که با الگویی شبیه به تور ماهیگیری چیده شده اند و همین شبکه نورونی، تغییر شکل یا صدمه لایه های زیرین استخوان را حس می کند.
البته قرار گرفتن کوتاه مدت بدن در معرض سرما مشکلی برای استخوان ها ایجاد نمی کند، اما اگر برای مدت زمانی طولانی و مثلا چندین هفته در معرض سرما قرار بگیریم، امکان دارد برودت هوا سبب کوتاه شدن طول استخوان ها، کاهش ضخامت آنها و حتی کاهش میزان تراکم مواد معدنی در استخوان ها شود.
بافت های صدمه پذیرتر در رویارویی با سرما
سایر بافت های اسکلتی-عضلانی در مقایسه با استخوان ها، بمراتب بیشتر در معرض تغییرات دما و فشار هستند. مایع سینوویال که روان کننده بیشتر مفاصل اصلی است، با کاهش دما غلیظ تر شده و همین اتفاق، حرکت عادی مفاصل را مشکل تر و ناخوشایندتر می کند؛ این همان وضعیتی است که در افراد دارای بیماریهای زمینه ای مفصلی مثل روماتیسم یا آرتروز تشدید می شود.
سرما درعین حال سبب منقبض شدن بافت ها شده و آنها را سفت تر و محکم تر می کند. تاندون ها که عضلات را به استخوان متصل می کنند، در شرایط سرما، سفت تر می شوند و لیگامان ها (رباط ها) که استخوان های مختلف را در اطراف مفاصل به هم پیوند می دهند، مشکل تر خواهند شد. به دنبال سفت تر شدن این دو بافت، کار برای وارد کردن نیرو توسط عضلات برای حرکت دادن استخوان ها دشوارتر شده و به نیروی بیشتری نیاز خواهد بود و درنتیجه دامنه حرکتی آنها کاهش خواهد یافت. این وضعیت در حالی که هوا علاوه بر سرما، مرطوب هم باشد، تشدید می شود.
در هنگام مواجهه با سرما، جریان خون در اندام های انتهایی ما هم کاسته می شود. این مکانیسم محافظتی طراحی شده بدن است تا این اطمینان حاصل شود که هسته مرکزی بدن ما، یعنی جایی که تمام اندام های حیاتی اصلی در آن قرار دارند، سرد نشده و از دمای عملیاتی بهینه ۳۷ درجه سانتی گراد پایین تر نرود. کاهش خون در این بافت ها هم به سبب ورود خون کمتر، در انقباض بافت ها نقش دارد.
تمام این تغییرها منجر به افزایش کرنش مکانیکی یا فشار بر سلول های گیرنده در استخوان ها و بافت های اطراف می شود. چنین اتفاقی گیرنده های درد را تحریک می کند و همین امکان دارد به عنوان احساس سرما درک شود.
نقش مغز و ویتامین D
در این میان، مغز هم به نوع خودش ایفای نقش می کند. بسیاری از مواقع، آسمان خاکستری با سرما و رطوبت همراه می باشد. مثلا شهر لندن در ماه دسامبر بطور متوسط ۳.۴ ساعت آفتابی دارد ولی ایالت کلرادو در آمریکا در همان ماه بطور متوسط حدود هشت ساعت نور خورشید دارد.
ماه های تاریک زمستانی در نیمکره شمالی به این معناست که بسیاری از ما نور خورشید کافی برای تأمین ویتامین D بدنمان را دریافت نمی نماییم. کمبود ویتامین D هم با ضعف استخوان و بیماری هایی مثل راشیتیسم (در کودکان) و استئومالاسی (در بزرگسالان) مرتبط است؛ اما این مورد دستاوردهای دیگری هم در نحوه مواجهه با احساس سرما دارد.
تحقیقات نشان داده است افرادی که سطح ویتامین D پایینی دارند، حساسیت بیشتری نسبت به درد، خصوصاً دردهای اسکلتی-عضلانی دارند. این تنها تاثیر سیستم عصبی ویتامین D بر درک سرما نیست و کمبود این ویتامین، با افزایش علایم اضطراب و افسردگی هم مرتبط می باشد. درنتیجه افراد دچار این شرایط، تحمل متفاوتی در مقابل دما دارند.
نور خورشید پوست را در معرض تابش و نور مرئی خورشید قرار می دهد که هر دوی این ها اثر گرم کنندگی طبیعی دارند؛ بنابراین، سرمای آفتابی و خشک، حس خیلی متفاوتی نسبت به سرمای مرطوب و خاکستری بوجود خواهد آورد.
خبر خوب اینست که دریافت کالری اضافی می تواند به شما کمک نماید تا از پسِ موج سرما بربیایید. پوشیدن لایه های زیاد لباس و حرکت کردن تا حد امکان هم با تولید و به دام انداختن حداکثر گرمای ممکن در مجاورت بدن، به گرم نگه داشتن شما کمک خواهد نمود.
منبع: sciencealert
منبع: بست روید
این مطلب بست روید چطور بود؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران در مورد این مطلب بست روید
لطفا شما هم در مورد این مطلب نظر دهید